![]() |
![]() |
|
| مبادا که ترک بردارد چینی نازک تنهایی من |
|
گفتــی که بیــا و از وفــایت بگــذر از لهجــه بــی وفــاییت رنجیـــدم
معنــای لطیف عشــق را فهمیدم |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نهم بهمن 1390ساعت 11 AM توسط سارا |
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه هشتم آبان 1390ساعت 1 PM توسط سارا |
|
|
گل من گريه مكن |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم آبان 1389ساعت 11 AM توسط سارا |
|
|
همسفر خسته ام از این همه راه خسته از نای و نی و این همه اه راه ، تکرار زمان است چرا همسفر فاش بگو راز چرا اری از ایینه ها نیست نشان ان نشان های نهان نیست عیان اندر این نبض ِ زمان ، گیج منم مات و مبهوت ِ دل ِ ریش منم هوشیارم ز دل ِ خویش چرا ان که مستم بکند ، نیست چرا همسفر گرچه رهایم کردی راست گو ، ره به کجا اوردی نکند باز به من می خندی زین که پروانه شدم می خندی خنده کن تا که منم سوز شوم بنواز تا که منم کوک شوم ره به تنهایی من می گرید همسفر ، باش ، دلم می گرید خُنک ان روز که اندر پیش است دل ِ زهر خورده ی من در نیش است باش تا سایه ای بر من باشی وین دل زخم ، تو ، مرهم باشی |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و سوم شهریور 1389ساعت 11 AM توسط سارا |
|
|
در اين سراي بي كسي كسي به در نمي زند
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه نوزدهم اردیبهشت 1389ساعت 2 PM توسط سارا |
|
|
من مسلمانم.
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم اردیبهشت 1389ساعت 2 PM توسط سارا |
|
|
|||
|
+ نوشته شده در
دوشنبه ششم اردیبهشت 1389ساعت 8 AM توسط سارا |
|
|
اول از همه برایت آرزومندم كه... (ویکتور هوگو)
اول از همه برایت آرزومندم که عاشق شوی و اگر هستی، کسی هم به تو عشق بورزد و اگر اینگونه نیست، تنهاییات کوتاه باشد و پس از تنهاییات، نفرت از کسی نیابی آرزومندم که اینگونه پیش نیاید، اما اگر پیش آمد بدانی چگونه به دور از ناامیدی زندگی کنی.
برایت همچنان آرزو دارم دوستانی داشته باشی از جمله دوستان بد و ناپایدار برخی نادوست، و برخی دوستدار که دستکم یکی در میانشان بیتردید مورد اعتمادت باشد.
و چون زندگی بدینگونه است برایت آرزومندم که دشمن نیز داشته باشی نه کم و نه زیاد، درست به اندازه تا گاهی باورهایت را مورد پرسش قرار دهند که دستکم یکی از آنها اعتراضش به حق باشد تا که زیاده به خودت غره نشوی.
و نیز آرزومندم مفیدِ فایده باشی نه خیلی غیرضروری تا در لحظات سخت وقتی دیگر چیزی باقی نمانده است همین مفید بودن کافی باشد تا تو را سرِ پا نگه دارد.
همچنین، برایت آرزومندم صبور باشی نه با کسانی که اشتباهات کوچک میکنند چون این کارِ سادهای است بلکه با کسانی که اشتباهات بزرگ و جبرانناپذیر میکنند و با کاربردِ درست صبوریات برای دیگران نمونه شوی.
و امیدوارم اگر جوان هستی خیلی به تعجیل، رسیده نشوی و اگر رسیدهای، به جواننمایی اصرار نورزی و اگر پیری، تسلیم ناامیدی نشوی چرا که هر سنی خوشی و ناخوشی خودش را دارد و لازم است بگذاریم در ما جریان یابند.
امیدوارم سگی را نوازش کنی به پرندهای دانه بدهی، و به آواز یک سَهره گوش کنی وقتی که آوای سحرگاهیاش را سر میدهد چرا که به این طریق احساس زیبایی خواهی یافت، به رایگان.
امیدوارم که دانهای هم بر خاک بفِشانی هرچند خُرد بوده باشد و با روییدنش همراه شوی تا دریابی چقدر زندگی در یک درخت وجود دارد.
بعلاوه، آرزومندم پول داشته باشی زیرا در عمل به آن نیازمندی و برای اینکه سالی یک بار پولت را جلو رویت بگذاری و بگویی: «این مالِ من است» فقط برای اینکه روشن کنی کدامتان اربابِ دیگری است!
و در پایان، اگر مرد باشی آرزومندم زن خوبی داشته باشی و اگر زنی، شوهر خوبی داشته باشی که اگر فردا خسته باشید، یا پسفردا شادمان باز هم از عشق حرف برانید تا از نو بیاغازید.
اگر همهی اینها که گفتم فراهم شد دیگر چیزی ندارم برایت آرزو کنم...
فرق بين دوست داشتن و عشق ورزيدن و فرق بين عشق معمولي و عشق روحاني در چيست ؟
بين دوست داشتن و عشق ورزيدن فرق زيادي است . در دوست داشتن تعهدي وجود ندارد ولي عشق ورزيدن تعهد است . به همين علت است كه مردم زياد راجع به عشق حرف نميزنند . در واقع مردم به نحوي از عشق حرف ميزنند كه تعهدي مورد نياز نباشد . مثلا ميگويند : (( من عاشق بستني هستم )) چگونه ميتوان عاشق بستني بود ؟ ميتوان بستني را دوست داشت اما نميتوان عاشقش بود . يا ميگويند : (( عاشق سگم هستم )) يا (( عاشق ماشينم هستم )) ميگويند عاشق اينم , عاشق آنم ; اما مردم واهمه دارند از اينكه به همديگر بگويند عاشق هستند . مردم به هم ميگويند (( به شما علاقه دارم )) چرا به هم نميگويند (( عاشق شما هستم )) براي اينكه عشق تعهد آور است . عشق درگير شدن است – خطر كردن و مسووليت پذيري است . علاقه داشتن گذراست . من امروز دوستتان دارم و فردا ممكن است دوستتان نداشته باشم – هيچ خطر كردني با آن همراه نيست . وقتي به زني ميگوييد (( عاشقتان هستم )) تن به خطر داده ايد يعني ميتواني روي من حساب كني . وقتي مردي به زني ميگويد (( به تو علاقه دارم )) در اصل چيزي راجع به خودتان اقرار ميكنيد و ميگوييد : من چنين آدمي هستم و بر اين اساس به تو علاقه دارم . من به بستني هم علاقه دارم . به ماشين هم علاقه دارم و به همين نحو به شما هم علاقه دارم . ولي وقتي پاي عشق به ميان مي ايد شما راجع به ان شخص حرف ميزنيد . منظورتان اين است كه شما دوست داشتني هستيد و پيكان به طرف ان شخص هدفگيري شده است .و خطر در همين است . داريد قول ميدهيد. نشانه هاي عاشق بودن چيست ؟ سه تاست . اولي , اغناي محض . به هيچ چيز ديگري نياز نيست . دوم آينده وجود ندارد . همين لحظه عشق ابديت دارد , نه لحظه بعد – نه فردا – نه ا ينده . و سوم , وجودت از ميان بر ميخيزد , ديگر وجود نداري .اگر هنوز وجود داشته باشي معني اش اين است كه هنوز وارد معبد عشق نشده اي .
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و دوم فروردین 1389ساعت 11 AM توسط سارا |
|
|
شكوه دنیوی، همچون دایرهای است بر سطح آب كه لحظه لحظه به بزرگی آن افزوده
میشود و سپس در نهایت بزرگی هیچ میشود.
( ویلیام شكسپیر)
![]() یار دستمبو بدستش بود ودستمبو بدستم داد ودستم بوی
دستمبوی دست او گرفت
ای خوش آن دستی که دستمبو بدستش بود و
دستمبو به دستم داد دستم بوی دستمبوی دست او گرفت.
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه شانزدهم فروردین 1389ساعت 8 AM توسط سارا |
|
|
شاید اشتباهه اما عاشقا دروغ میگن آدمای باوفاو مهربون دروغ میگن اونا که میگن تا همیشه دیونتونن بزار بی پرده بگم که به شما دروغ میگن اونا که میان به این بهونه ها ،که اومدن از توی شهر قشنگ قصه ها دروغ میگن اونا که فدات بشم تکه کلامشون شده به تموم آسمونا به خدا دروغ میگن اونا که با قسم و آیه می خوان بهت بگن تا قیامت نمی شه ازت جدا دروغ میگن |
|
+ نوشته شده در
شنبه چهاردهم فروردین 1389ساعت 8 AM توسط سارا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
خطی نیست
نه خطی که طول عمرم را نشان دهد نه خطی که آینده ام را بگوید من تمام خطوط دنیا را در چشمانم پنهان کرده ا م تا از نگاه متعجب کف بین ها دلم خنک شود تنهاترین تنها(سارا) |
|
RSS
|